تنهابیی
گاهی آنقدر تنها میشوم
که چیزی
به چشمانم راه نمیابد جز اشک
به قلبم٬جز بی کسی
به دستانم جز خیسیو
به پاهایم جز سستی
کاش زبانم هم قادر به فریاد بود
کاش...
کاش...
کاش...
+ نوشته شده در جمعه یکم مهر ۱۳۹۰ ساعت ۱۰:۵۰ ب.ظ توسط رستا
|
اینجا پناهگاهیست برای دلتنگی و تنهایی من ساکن این کلبه دلی دارد پر گلایه از زمانه!!!